Скачать бесплатно шаблоны для Wordpress.
Новые шаблоны DLE 10 на dlepro.ru
جلوه ی نمادها در قالی های ارمنی باف ایران
Здесь новыешаблоны Joomla
креативные Joomla шаблоны.
Здесь новые шаблоны для dle

ارمنی باف در قالی شناسی ایران، قالی ایرانی است که از هنگام سکونت ارمنیان در دوران صفوی به دست ایرانیان ارمنی، در بخش هایی از ایران، با حفظ ویژگی های اصیل قالی ایرانی و با تاثیر فرهنگ قالی بافی ارمنستان باستان، بافته می شد.

از مشترکات قالی ایرانی و ارمنی می توان به نگاره های ویژه اشاره کرد که گاه «نگاره های معنادار» یا «نماد» نامیده شده اند. قالی ارمنی باف نمادهایی دارد: از نماد «آب و اژدها» گرفته تا نماد های «اس شــکل»، «چلیپایی»، «عقاب» و «ماهی». با این که مطالعه های انجام شده درباره ی قالی ارمنی باف کم است، هدف پژوهش پیش رو این است که با شناساندن و تحلیل نمادهای قالی ارمنی باف، به شناخت مشترکات فرهنگی و هنری دو تبار بزرگ ایرانی و ارمنی در قالی ارمنی باف بپردازد و مسله ی اثرپذیری قالی ارمنی باف از سنت قالی بافی ایرانی (ایرانی بودن قالی ارمنی باف) را روشن سازد.
روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی و شیوه ی گرد آوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی است. پس از تحلیل نمادها این نتیجه به دست آمد که در این بیان نمادین گاه هدف هنرمند مفهوم افسانه ای یا دینی و آیینی بوده و گاه به دنبال نشان دادن سودمندی گیاه یا جانور بوده است.
همچنین این پژوهش نشان داد که قالی ارمنی باف ایران از گونه های قالی ایرانی است که از دید نقشه کاملا در تاثیر درون مایه های سنت قالی بافی ایرانی است.

دیباچه
از جمله شناسه های درونی تاثیر گذار بر زیبایی قالی و کشش مخاطب، درون مایه های نمادین و افسانه ای طرح و نقش مایه هاست. افسانه ها بخشی از ارزش های فرهنگی هر جامعه هستند، زیرا به گفته ی الیاده، نمادها، افسانه و دین ها را باید به مانند ارزش های فرهنگی داوری کرد. در هنر و به ویژه هنرهای سنتی و کاربردی می توان چنین تعریف کرد که نماد عبارت است از هر شکل، نشانه، رنگ، ترکیب و... که بر معنا و درون مایه ای فراتر از آنچه دیده می شود، اشاره دارد. به گفته ی دیگر، در سلسله مراتبی از نشانه به نماد می رسیم، یعنی به جایی می رسیم که نماد از نشانه زاده می شود. نماد، توان بیانگری بیشتری نسبت به نشانه دارد. درباره ی نماد در قالی نیز می توان گفت هنرمند قالی باف شاید بی آن که خود بداند، در چارچوب سنتی که در آن زندگی می کرده است هرگز شکل را به پایه ای از پیراستن نمی رساند که پیام پیراستن خود شکل باشد؛ چه اشکال چندگوش و شکسته و چه اشکال برگرفته از باغ و بستان، این ها همه نقش مایه هایی هستند. نماد از دنیایی است که او در دوری آن ها به سوگ می نشیند و برآمد قالی سرشار از برداشت است که پهن می شود بر زیر همان پایی که قرار نیست پی در پی بر خاک گام بردارد. بنابراین الگوهای قالی های ایرانی طرحی از جهان در اندازه های کوچک بود: آسمان در بالا و زمین در پایین. اندیشه ی سنتی آسیایی در باب جهان به آرامی از راه دیدن گسترش یافت. به همین ترتیب، نمادهای گوناگون در قالی هایی که در ایران بافته می شود شکل گرفت. در پژوهش پیش رو نیز با هدف شناخت مشترکات فرهنگی و هنری دو تبار بزرگ ایرانی و ارمنی در قالی ارمنی باف و بررسی تاثیرپذیری قالی ارمنی باف از سنت قالی بافی ایرانی، قالی ارمنی باف ایران (در سه استان اصفهان، چهار محال و بختیاری و مرکزی) از نگاه نمادگرایانه مطالعه شده است.

روش پژوهش
روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی و روش گرد آوری داه ها کتابخانه ای و میدانی (مستندنگاری و گفتگو) است. در تحلیل داده ها نیز از روش کمی بهره گرفته شده است. در تصاویر دوازده نمونه ی قالی از استان های نامبرده در دیباچه، با نمادهای جانوری ماهی در هم، اژدها، عقاب، و نمادهای گیاهی نیلوفر، بته، درخت زندگی، گلدانی و هندسی دربرگیرنده ی شکل S، صلیب، مهرابی، مثلث و زن و مرد ارایه شده است. به گفته ی دقیق تر، دریافت معانی کلی نمادهای قالی ارمنی باف با استفاده از منابع کتابخانه¬ای و برداشت ویژه از آن ها تا جای ممکن، با استفاده از مطالعه های میدانی (گفتگو با بافندگان و پژوهشگران ارمنی) انجام شده است. در مجموع، می توان نقش مایه های نمادین قالی ارمنی باف را به نمادهای جانوری، گیاهی، هندسی و خیالی دسته بندی کرد که هر کدام به گونه ای طبیعت گرایانه یا خیالی و نمادین نمایش داده شده است.

NEGAREH1551403379000-4
نقش ماهی درهم
پیشینه ی پژوهش

از مطالعه های انجام شده درباره ی قالی ارمنی باف، نخستین کتاب زیراندازهای ارمنی باف ایران است که نویسنده ی آن گونه های زیراندازها را از دید طرح، رنگ و ویژگی های بافت (تخت یا لول، شیوه ی گره و رج شمار) همراه با تصاویر بررسی کرده است. نوشته¬ای با نام «قالی های ارمنی باف ایران» نیز پس از بررسی چگونگی سیر تاریخی و دگرگونی های اجتماعی ـ فرهنگی تبار آرمن و کوچ آنان به ایران زمین منطقه ی «فریدن» را که یکی از نقاط سکونت این تبار بوده مورد مطالعه قرار داده است و سپس ویژگی های دیداری و فنی بافت قالی های ارمنی این منطقه را تجزیه و تحلیل کرده است. در پایان نیز اینگونه نتیجه¬گیری کرده است که نگاره های این قالی ها شکسته، هندسی و برخی از آن ها از طرح های بختیاری تاثیر گرفته است. نویسنده ی نوشته ی «نگاهی بر قالی ارمنی» با پذیرش پیوند شگفت آور بین قالی ایرانی و ارمنی که بی¬تردید از آنِ سده های اخیر نیست، یافته های آن حتی به پیش از اسلام می رسد، اهمیت قالی ارمنی را مورد تاکید قرار داده. سرانجام چنین آورده است که مطالعه ی قالی ارمنی از مطالعه های مورد نیاز ارمنی ـ ایرانی ست که بنا به دلایل زیر سودمند است:
الف) به روشن شدن تاریخ قالی ارمنی، فنون و نقشه های آن کمک می کند.
ب) تاریخ تاثیرپذیری و پیوند فرهنگی تبارهای منطقه را دقیق تر مشخص می کند.
پ) از آنجایی که قالی دربرگیرنده ی داده های گسترده ی فرهنگی، از اصطلاح های پشم چینی، ریسندگی، رنگرزی، بافت تا ابزارها و فنون و نقشه هاست، به شناخت تاریخ فنون و هنر آذینی ارمنی و ایرانی کمک می کند.
نوشته ی «ارمنیان و قالی های ارمنی باف در ایران»
قالی ارمنستان از دید پیشینه، جغرافیا، طرح، نماد، رنگ و ویژگی های بافت (به همراه تصاویر شناخته شده ترین قالی های ارمنی) بررسی شده است. در کتاب The ChiriStian Oriental Carpet نیز نویسنده به بررسی قالی های مسیحی خاوری با نگاهی نمادگرایانه پرداخته است. از این رو، نمادی مانند صلیب که نمایانگر دین مسیحیت است مورد بحث بوده است. قالی ارمنی نیز از این دست قالی های مسیحی خاوری بررسی شده بوده است.
همچنین باید به منابعی که موضوع نمادشناسی را در کل یا به شیوه ی تکی در قالی دست بافت بررسی کرده اند اشاره کرد. از آن دست کتاب «زیبایی شناسی در قالی دست بافت ایران» (دریایی،١٣٨٦) که نویسنده ی در آن به بررسی های فراگیری به نام علل زیبایی شناختی در قالی ایران، با توجه به معیارهایی برای داوری در بخش های گوناگون مراحل تولید قالی پرداخته است. این اثر تک تک عناصر قالی دست بافت ایران را معنادار دانسته و سرانجام تحلیل زیبایی شناسی قالی دست بافت ایران را تحلیل هنرهای سنتی و به ویژه کاربردی ایران پنداشته است. کتاب «نماد و نشانه شناسی در قالی ایران» نیز با توجه به نظام نشانه شناسی و نمادگرایی به مطالعه و دسته بندی نقوش، نمادها و افسانه ها در قالی دست بافت ایران پرداخته است. منابع دیگر دربرگیرنده ی دست بافته های روستایی و عشایری پارس، مبانی طراحی سنتی و پژوهشی در قالی ایران برخی از نمادهای قالی ایرانی بررسی شده است.
در باب منابعی که به دقت به بررسی نمادهای آمده در نوشته ی پیش رو پرداخته اند، می توان به کتاب های پُرشمار اشاره کرد که از آن دست است: «شناخت قهرمانان ایران» که در آن قهرما های گوناگون ایران بر پایه ی دین های گوناگون (میتراگرایی، مانوی، مزدکی و...)، عناصر افسانه ای (جانوران، گیاهان، کوه¬ها، درختان و...) و همچنین پیوند افسانه با تاریخ، دین و نمادگرایی بررسی شده است. «رمزهای زنده جان» نیز دیدگاهی رمزگرایانه دارد و چهار نشان نمادین پایه ای را برگزیده است: درخت، مار و دایره و سنگ های گران بها.
بر پایه ی این چهار محور رمزی کلان، رمزهای نباتی و جانوری و هندسی و جمادی نیز رمز رنگ ها گسترش یافته است و همین نمادها نخستین آدمیان را با جهان می پیوندند. همچنین فرهنگنامه ی خدایان، دیوان و نمادهای میان دو آب (بین النهرین) باستان به شناساندن خدایان، افسانه ها و نمادهای میان دو آب (بین النهرین) پرداخته است. کتاب «درآمدی بر افسانه ها و نمادهای ایران و هند در دوران باستان» نیز پژوهشی در باب نمادها و قهرمانان ایران از هخامنشیان تا پایان دوره ی ساسانیان و پیوند آن با نمادها و قهرمانان هند باستان بر پایه ی اسناد و مدارک در دست است. افزون بر این منابع آمده، در کتاب تاریخ و فرهنگ ارمنستان در فصلی به قهرمانان ارمنستان، باورهای کهن و افسانه های ارمنی اشاره شده است و به ویژه به مباحثی چون، توتم ها، کیش پرستش آب، آتش و سنگ توجه شده است. با توجه به آنکه درباره ی شناخت نمادها در قالی ارمنی باف، مطالعه ی ویژه ای انجام نشده، نگارنده با دید به فرهنگ ارمنیان و از نگاه جهانی بودن درون مایه های نمادها به پژوهش درباره ی نمادهای این قالی تا جای ممکن می پردازد.
قالی ارمنی باف ایران
به آن دسته از قالی هایی می گویند که پس از سکونت ارمنیان در بخش هایی از ایران در دوران شاه عباس صفوی، از سوی ایرانیان ارمنی با پاسداشت ویژگی های اصیل قالی ایرانی و تاثیر پذیری از فرهنگ قالی بافی کهن ایشان در ارمنستان بافته می شد و تا چند دهه ی پیش هم دنباله داشت. ارمنیان با ایرانیان پیوند بسیار دیرین و ریشه های مشترک فرهنگی بسیار دارند. برای نمونه، یافته ها نشان می دهد که ارمنیان پیش از گرایش به دین مسیح، مانند ایرانیان، به دین مهر گرویده بودند و نشانه های دین مهر هنوز در تاریخ و فرهنگ آنان به جا مانده است.
قالی ارمنی باف در مجموع با ویژگی های زیر شناخته می شود: نقشه ها بیشتر ذهنی، هندسی، واگیره ای (مانند ماهی، شاخ بزی و گل پنبه ای)، رنگ های پخته و بیشتر تیره فام (لاکی، سرمه ای، قرمز)، تخت باف، تک پود و با الیاف پشم و پنبه. این نکته قابل تاکید است که ارمنستان در گذشته ای نه چندان دور، بخشی از پادشاهی ایران بود و بدون شک بسیاری از سنت های این مناطق مشترک است که تاکنون نیز با وجود مرزبنی های سیاسی و جغرافیایی می توان نمونه های پُرشماری را در بخش های گوناگون آن دید. در باب طرح های مشترک و حتی نقش های یکسان در این مناطق می توان به موارد پُرشماری اشاره کرد، مانند: کناره های کهن دوستکامی از نمونه های بسیار زیبا و مشترک بین قالی های مناطق مرکزی ایران و جمهوری ارمنستان است. بنابراین، چنانچه نگاره های مشترک بین قالی های مناطق قفقاز - به ویژه ارمنستان و مناطق داخلی ایران - را دید، علت آن را باید در ریشه های مشترک جست وجو کرد، ریشه ای به نام سنت قالی بافی ایرانی.

معرفی نمادهای قالی ارمنی باف
کیش پرستش جانوران و گیاهان در ارمنستان باستان و سده های میانی نیز همچنان به هستی خود ادامه می داد و حتی خاندان های پادشاهی و اشرافی، شکل جانوران مورد پرستش و احترام را، همچون نشانه های رزمی، بر روی پرچم ها و سلاح های خود می کشیدند. شاهین، عقاب، بره و گراز، مار یا اژدها از جانورانی بودند که اشکال آن ها همچون نشان رزمی روی پرچم های خاندان پادشاهی و حکام ارمنی نقش می بست.
همین جانوران و گیاهان با درون مایه های نمادین در هنرهای آن ها، همچون قالی بافی نیز به کار می رود. قالی ارمنی باف ایران نیز که دنباله ی هنر قالی بافی ارمنیان در ارمنستان و به گفتار بهتر از درهم آمیختن سنت قالی بافی ایرانی و ارمنی برآمده است، شماری از این نمادها را در بر دارد: آب و اژدها یا نقش اژدها (Dragon RugS) که گاه به صورت بسیار خیالی نقوش اِس شکل (S) که واگ نخست نام خدا در زبان ارمنی نیز هست به کار می رود و در قالی ارمنستان این واگ نماد مار کوچک و آب نیز هست. ماهی درهم یا ماهی و گل نیلوفر، صلیب، بته، درخت زندگی، عقاب و نقش مایه ی مثلثی، از نماد های دیگر قالی ارمنی باف است. میوه ی انار و انگور، طرح گلدانی و مهرابی نیز از نمادهای این قالی است. در پایان باید به نقوش مثبت و منفی که اصولا در پیرامون بزرگ تکرار می شوند و به گفته ی ارمنیان نمایانگر دو جنس زن و مرد هستند اشاره کرد. باید گفت که قالی ارمنی پیش از ورود به ایران (قالی ارمنستان) افزون بر نمادهای نامبرده دارای چنین نمادهایی بوده است: ققنوس (پرنده ی مقدس، نماد شکوه و برخاستن از میان مردگان)، نبرد ققنوس و اژدها، جنگ خروس و گاو (نمادی از آفرینش و زنده شدن طبیعت)، اسلحه، کمان و شمشیر (نماد دفاع در برابر اهریمن)، سر یا شاخ گوسفند (نشان توان و نیرو)، شکوفه (نماد باروری).

مروری بر درون مایه های نمادهای قالی ارمنی باف
نمادهای جانوری
۱) ماهی: نقش ماهی در بیشتر جغرافیای بافت ایران کاربرد داشته. در ایران کهن از شمال قفقاز و سمرقند و بخارا و خوارزم و آذربایجان و ارمنستان تا کنار دریای عمان و بندر گناوه ی ایران باب بوده است. در توضیح دقیق تر این نقش به گفته ی علی حصوری در کتاب «پژوهشی در قالی ایران» استناد می شود:
یافته های موجودی است که آن دو برگ اساسا دو ماهی بوده اند بعد تبدیل به دو برگ شده اند و نام ماهی در هم نیز همین نکته را تایید می کند. اما برای یافتن نخستین نقش از این نوع و جایگاه نخست آن باید به مطالعه های تاریخی پرداخت که نشان می دهد که نقش هراتی هم به ایران باستان و دین مهر رهنمون می شود که در آن برخی از روایات و مناسک و آثار با آب پیوند دارند. در برخی از آثار مهری نشان داده می شود که مهر در آب متولد شده است و مجسمه هایی که موجود است مهر را با مادرش که پیکر برهنه ای دارد نشان می دهند. مهر در آب متولد می شود و روی یک گل نیلوفر قرار می گیرد. به همین دلیل است که بعدها نیلوفر آبی در قالی ایران ماندگار شده و در دوره اخیر شاه عباسی نامیده شده است و جایگاه ویژه ای در نقوش سنتی، به ویژه نقشه های قالی، یافته است.
در باب اهمیت مهر در ارمنستان، در یکی از داستان های قهرمانانه ـ افسانه ای ارمنی چنین آمده است که پیرقات خانم، دختر پاپ شاه ارمنی، از آب آبستن می شود و فرزندی به نام «مهر» به دنیا می آورد.
همچنین بسیاری از شاهان و بزرگان پارتی تبار ارمنستان «مهرداد» نامیده می شدند. در میان ارمنی ها امروز نیز مهر نامی است که اشخاص به آن نامیده می شوند. به گفته ی خود ارمنیان، نگاره های ماهی به تنهایی نیز در قالی های تصویری ارمنی باف کاربرد دارد.
۲) آب و اژدها: درون مایه ی این نماد را می توان در پیوند آب با اژدها یافت؛ نقشه های آذینی در ارمنستان با مفهوم افسانه، خرافات و ایمان و پرستش پیشینیان در نسخه های باستان و آوازهای همگانی در پیوند بوده است. افسانه ای هست که اژدهایی با شمشیر طلایی است که از پس ابرها بیرون آمده است. قهرمانی است که بر پایه ی افسانه ها با اژدها می جنگد و اژدها تلاش می کند جلوی چرخش خورشید را بگیرد. باید گفت که پرستش آب برای مردمی که در کشورهایی با آب و هوای استوایی زندگی می کنند، بسیار اهمیت دارد. این موضوع از سوی قهرمانان افسانه ای دیوید ساسون (ساسونتسی داویت)، ساناسار و بالتازار (باغداسار) تایید شده است. کسانی که فرزندان آب بودند و هر کدام اسبی به نام «کورکیک جالالی» داشتند. اژدها باید شکست می خورد تا آب به آسانی جریان می یافت و خورشید
می¬درخشید. شکل آذینی پیکر اژدها در هنرهای ارمنیان همچون قالی آن ها بارز است. در دین مانی، خدای اژدها کٌش ادمس نام دارد و در ادبیات ارمنی و هاگن اژدها کش ایزد، کشنده ی اژدها در قهرمانان ارمنی است. در افسانه های مردمی ایران نیز اژدها کشی بسیار و در قهرمانان زرتشتی، کار قهرمانان ایزدی است. درباره ی اهمیت آب و مار در آغاز بایستی اشاره کرد، در قالی ارمنی از اژدها به ویژه شکل خیالی آن به مار نیز تعبیر می شود. مار نماد اصلی زمین است و در دنیای خیال با هاویه (دوزخ) آغاز و آفریدن دنیا و جوهر اولایی (سزاواری) که تخم هستی کیهان از آن پدید آمده و مار آن تخم را گذاشته، پیوند یافته است. در تمدن های مار پرست، مار با اسرار زندگی و زندگانی و جاودانگی، پیوند و بستگی یافته است.
همچنین برای نماد باروری، فراوانی، باران و آب آورده می شود. در بین بسیاری از فرهنگ ها، این درون مایه ها و نمادهای مشترک بوده است، گویی همگی یک سرچشمه نخستین داشته اند. مار پیشتر برای مهر گشت و همراه میترا نقش شد. در همین هنگام که مار نشانه ی میترا می شود، تهدیدی برای ماه است و گاه نیز نشانه ی پلیدی می شود. مار اگر در شکل جریان آب نشان داده شود، نماد آب و نشانه ی نیکی و فراوانی و باروری است. اما هنگامی که با ویژگی های جانوری و به ویژه با نیش کشیده شود، نشانه ی اهریمنی است. به همین گونه، در باب اهمیت مار در ارمنستان می توان گفت: در بخش تارون ارمنستان شهری به نام اُدز (مار) وجود داشت که «ویشاپاکاقاک» (شهر اژدها) نامیده می شد و یکی از پرستشگاه های «واهاگن» یکی از ایزدان قهرمان ارمنی در این شهر جای داشت. در میان ارمنی های کهن این باور بوده که هر خانه ای دارای یک صاحبخانه است و مارها «دولت خانه» به شمار می روند و از همین روی، از هرگونه دست اندازی در امان بودند. همچنین مار را نماد دانایی و زیرکی می دانند و از این روی در نزدیکی «لوری» ارمنستان، پوست مار را زیر بالش بچه می گذارند تا مانند مار دانا و زیرک بار آید و بچه ی عاقلی باشد و آسوده بخوابد.
آب نیز از عناصر طبیعی است که در زندگی انسان جایگاهی ریشه ای دارد. در گزارش های هرودوت و استرابون آب نزد ایرانیان از تقدس ویژه ای برخوردار است. «تیرداد» شهریار ارمنستان در سفر به روم برای آن که آب دریا را نیالاید، از راه خشکی سفر کرد. در اهمیت آب در ارمنستان باید اشاره کرد که پیکره های سنگی آبزیان به شکل اژدها ـ مار (ثعبان) که در پیرامون دریاچه ی «سوان» و دریاچه ی وان و «تسامور» (دریاچه ی آیقر) یافت شده اند، بی گمان با کیش پرستش آب در میان ارمنستان و ارمنی ها پیوند دارند. برخی پژوهشگران با توجه به کوهستانی بودن ارمنستان پرستش آب را به کوچ تبار «آرمن» به این سرزمین نسبت می دهند و می آورند که «آرمن»ها دین پرستش آب را با خود به این سرزمین آورده اند. کیش پرستش آب و مراسم ویژه ی درخواست باران، جلوتر و در دوران بت پرستی و حتی پس از آن در عصر مسیحیت نیز همچنان با برخی دگرگونی ها به زندگانی خود ادامه داد. امروزه مراسم کلیسایی برای تقدیس آب یا درخواست باران برگزار می شود. «غسل تعمید» در کلیسای ارمنی که نماد زندگی نوست، با آب انجام می شود.
از سویی، جایگاه آب در میان ارمنیان را می توان به عید «آب پاشان» نسبت داد. تاثیر کیش پرستش آب در افسانه ها و ضرب المثل ها نیز نمایان است. در داستان حماسی ـ افسانه ای مردمی ارمنی یعنی «ساسونتسی داویت» (داوود ساسونی) تاثیر کیش پرستش آب به روشنی دیده می شود. رمز دلاوری قهرمانان این داستان حماسی ـ افسانه ای و دلیل نیرومندی آن ها آب است. این نکته قابل تاکید است که آب و اژدها از بارزترین نقش مایه های قالی های ارمنی باف به ویژه در منطقه ی فریدن است. این نقش مایه در سایر هنرهای ارمنی هم بوده و در معماری، جواهرسازی، سفالگری و گلیم بافی در همه ی مناطق ارمنی نشین به چشم می خورد.
ِ۳) اژدها (دِرَکون یونانی - مار بزرگ): اژدها در خاور، در مجموع نماد اهریمن و بدی است (جز در نشانه های نجبا). در خاور و به ویژه در چین که دارای دودمانی باستانی است، آفریده ای نیکوکار به شمار می رفت. یک اژدهای سبز یا آبی نگهبان چهارک خاوری جهان و نماد بهاری بود که باران بارورکننده را با خود می آورد. در ارمنستان، اژدها نمادی از زور، خوبی و حکمت است و اشاره به قهرمانان ارمنی و اورارتور دارد. در بخش های کروزیر اژدهای یک سر و دوسر نیز همین مفهوم را دارند و تصور می شود از آسیب در امان هستند.
در فرهنگ ارمنی، اژدها نماد تاریکی هم هست. جنگ بین عقاب و اژدها جلوه ای از چشم انداز جهان است. یکی از قالی هایی که در موزه ی سلطنتی برلین نگهداری می شود، نبرد بین اژدها و عقاب را در پس زمینه ای زرد نشان می دهد. به گفته ی «تمورجیان» کارشناس قالی، این قالی نماد نبرد مردم ارمنستان با مردم مغول است. عقاب نماد توان پادشاهی «آرتاکسیاد» (نخستین تختگاه ارمنستان آرتاکسانا) و اژدها (ویشاپ به زبان ارمنی) نماد پیروزمندی مغول است. باور این است که ابر و اژدها که هر دو در قالی قفقاز یافت می شود، از خاور دور و چین آمده باشد. البته در این دیدگاه جای گفتار بسیار است، در کنار اینکه اژدها در خاور نمادی از نیروهای آسمانی و موجودی است که بیشتر نیک است تا پلید. اما در ادیان توحیدی اژدها بیشتر مفهوم پلیدی دارد. اژدها در هنر قالی بافی ایرانی نمادی از نیروهای پلید که در برابر نیکی مبارزه می کند، شناخته شده است. در قالی ارمنی باف نیز اژدها با همین درون مایه ها و به شکل های خیالی نشان داده می شود.

NEGAREH1551403379000-5
اژدها
۴) عقاب: در باورهای قهرمانی و تبارها، پادشاه پرندگان، تنها پرنده¬ای است که می تواند به خورشید خیره شود و کنایه از کوچک شدن بزرگی دنیاست. در ایران عقاب شکلی از خدای طوفان است که روی درخت «کئوکرن» زندگی می کند. عقاب همچنین نشان خورشید است. از این رو، برخورد ابر با خورشید را ستیز میان عقاب و مار
می دانستند. عقاب هنگام پرواز، همه آفریده های روی زمین را زیر نفوذ خود دارد که نشانه ی چیرگی و برتری اوست. این پرنده وابسته به خدایان زمین و آسمان از روزگاران کهن است. عقاب و مار هنگام نبرد، که نماد کشمکش خدایان آسمان و زمین بود نیز اصل و سرچشمه ی سومری داشت. در هنر عیسوی عقاب نماد کوچ مسیح به آسمان است و یکی از جانوران مجعول کتاب «مکاشفات یوحنا» بود. در نمادهای دوره رنسانس، عقاب نشان بینایی و یکی از پنج حس و نیز نشان غرور، یکی از هفت گناه بزرگ است. عقاب، همچنان که گفته شد، نماد توان پادشاهی آرتاکسیاد بود. عقاب در ارمنستان مقدس بود و به ایزد آپولون منسوب می شد. همچنین از پرندگانی است که پاکی اهورایی در هستی آن نمایان شده است. کیش پرستش عقاب در این کشور، تاریخی بلند دارد و این پرنده ی سترگ که نماد تیز چنگی و توانمندی است ،امروزه نیز در این کشور از احترام ویژه ای برخوردار است.
نقش عقاب در قالی ارمنی باف نیز نمادی از توانمندی و پیروزی است.

NEGAREH1551403379000-6
عقاب

نمادهای گیاهی
۱) نیلوفر: نیلوفر (نیلو، نیلپر، نیلوپره) یا پیچک یا لوتوس نام یک گروه از گل هایی است که در پارسی «گل آبزاد یا گل زندگی و آفرینش یا نیلوفر آبی» نامیده می شود. در نوشته های باستانی ایران، گل نیلوفر (لوتوس را جای نگهداری تخمه یا فر زردتشت - که در آب نگهداری می شد - می دانستند و از این رو نیلوفر با دین مهر پیوستگی نزدیک می یابد. در ایران باستان نیلوفر که نشانه ی زندگی و آفرینش است، در آغاز در دین مهر نمایان می شود و به گفته ی بودا در صحنه ی زایش مهر، آن چیزی که مانند میوه ی کاج است و مهر از آن بیرون می-آید، غنچه ی نیلوفر است نه صخره. اما درون مایه ی نیلوفر آبی در قالی، به ویژه در قالی ارمنی باف، از نمادهای شناخته شده ی مهر است. نیلوفر از سویی با آب و از دیگر سو با خورشید در پیوند است. ارزش و قیمت گل نیلوفر خود راز و رمز های بسیار زیبا و معماگونه¬ای دارد که «موریس مترلینگ» در کتاب «هوش گل ها» بدان اشاده های فراوانی می کند و در قالی ارمنی باف، اشکال گوناگون آن دیده می شود.

NEGAREH1551403379000-7
نیلوفر

۲) بته (بته جقه): بته یکی از پرکاربردترین نگاره های ایرانی است. این نگاره به صورت های گوناگون درآمده است که باب ترین شکل آن به «بته جقه ای» معروف است. کم و بیش ثابت شده که بته در اصل سرو بوده است که تارک آن از باد خم شده است و بر خلاف تصور رایج (بیشتر به حکم فراوانی این نقش مایه در شال کشمیر)، از ایران به هند رفته است. سرو جایگاه ویژه ای دارد. جایگاه درخت مقدس و یک نشان رمزی مذهبی و نشانه ای نمادین از خرمی، همیشه بهاری و نیز مردانگی است. در قالی ارمنی باف نیز گاهی بته با درخت زندگی یکی دانسته شده و نشان جاودانگی است، چنان که تصویر درخت زندگی در جدول نمادهای قالی ارمنی باف آمده است.

NEGAREH1551403379000-8B
بته
۳) درخت مقدس: کم و بیش در همه ی بخش هایی که ارمنی ها زندگی می کنند، به ویژه در روستاها، درختانی هست که مقدس هستند. بیشتر درخت گردو، سپیدار، چنار و بید در رده ی درختان مقدس هستند. این درختان نیازها را برآورده می کنند و شفا می بخشند. درخت در کهن ترین تصویرش، بنا بر توصیفی که از آن در افسانه های نخستین شده، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز آفرینش کیهان است. نوک این درخت همه ی سقف آسمان را پوشانده است، درخت مقدسی که سرچشمه ی زندگانی و زندگی است و به همین رو مقدس است. بر اثر داد و ستدهای میان تمدن ها، درخت زندگی که مایه ی زندگی جاوید است، به رمز محور جهان تبدیل شد و به گونه های درختان قدسی دیگر پیوست. در افسانه های باستان اقوام گوناگون، درخت کیهانی درخت کشن و بالا بلندی است که فراز آن آسمان و ریشه ی آن زمین و زیگورات های کهن، برج بابل، مناره نیایشگاه ها و سرانجام کاج نوئل، همچنین درخت سدر، نخل، تاک همه و همه نمادی از درخت کیهانی است. درخت را بسیاری از اقوام باستانی در جایگاه خدا یا خود خدا می پرستیدند.
سلسله ی نسب مسیح در هنر سده های میانی با درختی نشان داده می شود که از صلیب یسا (یسی)، پدر داوود، بیرون آمده بود. سایر نیاکان او، تنه و شاخه های درخت را اشغال می¬کنند و مریم عذرا یا عیسی بر فراز آن جای دارند، و نشانه ی بکرزایی مریم است. درخت با تصاویر انسانی به خاور دور رسید و در راه خود را با شرایط هماهنگ شد. درختی که در دو سوی آن جانورانی جای داشت. به همین ترتیب، به سوی خاور و به سوی ایران رفت و از آنجا به هندوستان انتقال یافت و وارد هنر بودایی شد. درخت زندگی بیشتر در تصاویر و نقوش میان دو راهب و کاهن یا دو جانور افسانه ای (مانند شیردال و بز وحشی) جای دارد که نگاهبانانش به شمار می¬روند. درخت زندگی رمز نیروی مقدس و بیمناکی هستند. برای چیدن میوه هایش که از آن اکسیر یزدانی بلنی زندگانی به دست می آید، باید با هیولاهای نگاهبانانش درآمیخت. هرکه در این نبرد پیروز شود، به انسانی بلندجایگاه دست می یابد. یعنی جاودانه جوان می ماند و نامیرا و بی مرگ می شود.
همچنین نقش درخت در قالی های ایرانی و آذین های دیواری و در هنرهای سنتی مشرق زمین که به صورت ماندالا (دایره)، (در چهارچوب شمسه یا ترنج) جلوه گر می شود؛ خود نمودی از پیوند زمین و آسمان است. هم سنگ این نقش مایه در برخی از قالی های استان چهارمحال و بختیاری، به ویژه در دسته ای از قالی های ارمنی باف این منطقه، به ویژه قالی های خشتی دیده می شود که به صورت بسیار زیبایی در دل خشت های قالی جای گرفته و با رج شمارهای گوناگون در همه ی مناطق این استان بافته می شود.

NEGAREH1551403379000-8A
درخت مقدس

٤) گلدان - الیاده: زاده شدن انسان از زمین باوری جهانی است. این احساس ژرفِ برون آمدن از زمین و زاده شدن از آن مانند باروری فرسوده ناشدنی زمین و زندگی بخشیدن به عناصر زندگی همچون درخت، گل، سبزه و رود است.
باور به زمین و جنبه های رازآمیز هستی در آن از دوران های کهن نه تنها در تار و پود زندگی مردم، بلکه در تاریخ ادیان آن ها هست. زمین مام است و مهد پرورش انسان، حتی برای زندگی دوباره او هماره عنصر زایش و باروری نیست. گاهی نماد مرگ است (مانند سیاهی رنگ «حاجی فیروز» بر آنی که به زمین می رود و از آن بر می آید)، ولی در این صورت نیز نماد سبزینگی و رویش است، چون به بذری می ماند که با رویش گیاه منبع آفرینش می شود. نقش گلدانی در سیر تکاملی خویش، فرایندی ۳ هزارساله دارد. در این نقش درخت سرو به شیوه ای نمادین در گلدانی که نماد و نشان زمین در جایگاه مرکز ثقل بوده نشانده شده است. باید گفت که نقوش به کار رفته در قالی دست بافت که شاید هر یک به گونه ای بیانگر روایات افسانه ای تاریخی اند در بسیاری از موارد بر پایه ی تعاریف و درون مایه های به کار رفته درباره ی خود افسانه است.
بارت، افسانه ها دو لایه دارند: شکل و معنا. افسانه طبیعت را به تاریخ و معنا را به شکل تبدیل می کند و نظامی نشانه شناسی است. در قالی ارمنی باف نیز نقش گلدانی روشنی یافته است.

NEGAREH1551403379000-8C
گلدان
٥) انار: انار هم از نمادهای مهم در قالی ارمنی باف است. به دید گریشمن، نماد انار نشان خدای آب و فراوانی - آناهیتا - است. دانه های انار، آن را در میان اقوام مدیترانه¬ای و خاور نزدیک و هندوستان و نقاط دورتر به صورت یک نماد گسترده باروری درآورده است. انار نشانه خدایان یونانی دمتر/ سرس، پرسفونه و هرا/ جونو بود و تصور می¬رفت که بیدارکننده غریزه ی جنسی و موجب آبستنی است. از این رو، آن را با خدایان باروری هم پیوند می دانستند. انار، نماد عیسوی رستاخیز و جاودانگی، از همین افسانه ناشی شده و آن را در دست عیسی در کودکی، می توان دید. همچنین نماد پاکدامنی نزد عیسویان است.
٦) انگور: این گیاه نماد باروری و زندگانی است و البته در برخی سنت¬ها درخت دانش محسوب می شود و در سنت های دیگر برای ایزدان میرا، مقدس است. تاک را گیاه شناسان کهن باختری با سبزه ی زندگی برابر می دانستند.
خوشه های انگور از آنِ «دیوسنوس/باکوس» - خدای یونانی مِی است. در هنر عیسوی، عیسی به هنگام کودکی در آغوش مریم عذرا، در نقاشی ها گاهی خوشه ی انگور را در دست دارد. دو نفر اسراییلی در حال بردن دو خوشه ی بزرگ از انگور که روی تیری نشان داده شوند، نماد عیسی بر روی صلیب است. هم چنین انگور نشانه ی پاییز است. تاک یا بوته ی انگور در قالی ارمنی باف منطقه ی بختیاری نیز از دید فراوانی تاکستان ها در منطقه ی بختیاری و نزدیکی آن با مردم و از دید اهمیت کاربرد میوه آن، زیر دید مردم منطقه بوده و به همین دلیل تصاویری از آن در قالی های بختیاری - به ویژه قالی های خشتی - دیده می شود. این نوع درخت در هر کدام از مناطق شکل ویژه ای دارد. در برخی بافته ها با برگ های فراوان و خوشه های کم و در برخی قالی ها با خوشه های فراوان و برگ های کمتر است.

NEGAREH1551403379000-9
انار و انگور

نمادهای هندسی
۱) شکل اس/S/ (شکل خیالی اژدها): این نقش «قلاب» نام دارد و به همین شکل از دوره ی برنز شناخته شده و دو نمونه ی برنزی از آن که دو سر یکی مرغابی و سر دیگری اژدهاست است. این تصویر در همه ی قاره ها یافت می شود. به دلیل ساده بودن شکل آن از سوی مردمان به کار برده شده است، اما همه جا معنای نمادین ندارد. در اروپا و آسیای باختری این تصویر فراگیری چشمگیر دارد و بیشتر، اجرا و چیدمان آن یادآور این است که این نشانه بیشتر نماد چیزی است تا اینکه تنها یک نقش و نگار آذینی باشد. این نقش مایه هم به صورت افقی و هم به صورت عمودی در قالی های قفقاز به کار می رود. S واگ نخست واژه ی خدا در زبان ارمنی نیز هست و این موضوع بر اهمیت آن می افزاید. اگرچه این موضوع که این ریزنقش با واژه ی خدا در زبان ارمنی پیوند داشته باشد، بیش از اندازه ظریف و دور از تصور است. در قالی های پارسی شکل، S به نقش مایه ساده ی Z تبدیل می شود که از قرینه ی S به دست می آید. در مجموع نقش مایه ی آب، ابر و اژدها در بیشتر هنرهای آذینی ارمنی به کار می رود. «سیروس پرهام» تعبیری دیگر از نگاره ی S مانند دارد و آن را شکل ساده شده ی بز کوهی به دلیل شیوه ی یگانه ی پیچش تن و بدن و سر و گردن بز کوهی و شاید تجسم قهرمانانه ی ماه، بسان جایگاه سردی و نمناکی، می داند. همچنین با توجه به آثار باستانی بی شمار مار یا اژدها و پیچش S گونه ی بدن این جانوران، بسیاری آن را اژدها می دانند و شاید این برای هنگامی باشد که نگارگری ایرانی از نگاره های چینی تاثیر می پذیرفت؛ یعنی سده ی پنجم هجری. در صورتی که شکل S در قالی ارمنی باف تنها شکل خیالی از اژدها و نمادی از مار و آب است که اژدها هم نماد خوبی، حکمت، نگهبان بهشت و آب و هم پلیدی به نماد تاریکی است. همان گونه که گفته شد، در قالی ارمنستان این واگ نماد مار کوچک و آب هم هست.

NEGAREH1551403379000-1
شکل S
٢) صلیب یا چلیپا و سواستیکا یا صلیب شکسته: در تمثیل های دوره ی رنسانس، صلیب نماد ایمان انسان شخصیت یافته ای است که جام مِی در مراسم عشای ربانی را در دست دارد و همچنین نشان ارمیای نبی (یکی از چهار پیامبر) است و یکی از ابزارهای سوگواری مسیحی است. می توان گفت نقش چلیپا به اندازه ی تاریخ انسان پیشینه دارد. چلیپاها، نشانه های آفتاب، چهار سوی جهان، صلح و برابری همه ی مردم هستند و گاه مرکز آن ها دارای برجستگی یا تکمه مانندی است که به مرکز جهان یا یگانگی یا محور داشتن یا زمین اشاره می کند.
نقش مایه ی چلیپا یا صلیب در قالی ارمنی باف به گفته ی بافندگان و پژوهشگران ارمنی ایران، در آغاز به خورشید اشاره دارد (از آنِ دین مهر) و نماد جاودانگی است و از سویی دیگر به چهار عنصر هستی (آب، باد، خاک، آتش) اشاره دارد. در پایان، صلیب نمادی مقدس در بین ارمنیان است که اشاره به دین مسیحیت و به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح دارد. سواستیکا نیز امروزه به صلیب شکسته برگردان می شود که به گمان برخی از پژوهشگران درست نیست. این نشانه برای تبار به کاربرنده ی آن همیشه جنبه ای از خوش یمنی بوده است. «آرمن هانگلدین» بر این باور است که ریشه ی این واژه به زبان سانسکریت بر می گردد و تبارشناسی آن چنین است: ساو یعنی خوب، واس یعنی بودن.
همچنین به گفته ی «علی حصوری»، خمپا (صلیب شکسته) نقشی بسیار کهن است. صلیب شکسته در نماد خورشید و «دیااووس» خدای آسمان. ولی این نماد بیشتر در چایگاه نشانی از خورشید پذیرفته شده، زیرا بیشتر همراه با گوی خورشید آمده است. این نقش با بازوهای قرینه ی یکسان در متن قالی های بختیاری و همچنین قالی ارمنی باف این منطقه به کار می رود و دیگر نقوش را در بر نمی¬گیرد.
این نشانه (سواستیکا)، بیشتر درکنار نقوش گیاهی، جانوری و هندسی مانند درخت کاج، مار، شیر و نیز اجرام آسمانی مانند ماه و ستاره (نماد روشنایی) جای می گیرد. در قالی ارمنی باف صلیب هم به صورت جدا و هم در نقش ترنج نمود یافته است. این نکته گفتنی است که بررسی بیشتر ترنج هایی که در قالی های ارمنی باف ایران دیده می شود، این پیام را در ذهن مخاطب پدید می آورد که تاثیر نقش صلیب در آن ها به شیوه ای شگفت آور، چیره شده است و ترنج ها از دید ریخت شناسی شکل صلیب پیدا کرده اند. اما بررسی های بیشتر نشان می دهد که چنین ساختاری نه تنها در قالی های ارمنی باف، بلکه در ترنج های سایر مناطق قالی بافی کشور نیز نمود یافته است و در توضیح دقیق تر این گفتار به گفته ی علی حصوری استناد می شود: ارمنیان چه در ایران و چه در ارمنستان دارای ترنج هایی روی قالی خود هستند که همانند چلیپا (صلیب) است. با پیدایش دین مسیح این نماد کهن که در گذشته نماد برابری بوده به نماد تصلیب و ستم دیدگی عیسی تبدیل شده است. اما از آنجایی که ترنج قالی های ایرانی به شیوه ی تاریخی با شکل چلیپا همخوانی داشته است، ارمنیان این تقارن و تشابه را غنیمت شمرده و ترنج قالی خود را به شکل چلیپا نزدیک کرده و گاه به جای ترنج یک چلیپای آراسته بافته اند.

NEGAREH1551403379000-10
صلیب یا چلیپا

٣) نقش محرابی (مهرآبی): از دیگر نگاره های با مفهوم نمادین است که به ویژه در قالی ایرانی دیده می شود؛ در قالی ارمنی باف با گفته ی مهرابی معنا دارد. شکل محراب و از سویی درون مایه ی مذهبی آن در دیگر مذاهب نیز باب بوده است. از جمله در کلیساهای مسیحی جایگاهی به همین نام برای تعظیم به درگاه پروردگار و راز و نیاز با او هست. از محراب چند برداشت گوناگون در دست است: گروهی به معنای واژه ی محراب پرداخته اند و بر این باورند محراب همان مکان مقدس با طاق کمان دار در مساجد است. اما علی حصوری یر این باور است تاریخ این نقش را باید در دوران بسیار کهن جست وجو کرد و نام این نقش مخاطب را به مطالعه ی سرسرچشمه ی آن رهنمون می کند. وی یر این باور است نقشه ی مهرابی (با این نگارش و نه محرابی) همان گونه که از نامش پیداست، ریشه در دین مهر دارد و سرآغاز آن را نیز باید در آن تاریخ جست. در دین میترا، ستایش مهر در غارهای طبیعی انجام می گرفته و نزدیک غار باید رودخانه ای جریان داشته باشد. گاهی که پیش نیازهای مکانی اجازه بر پا ساختن گذرگاه را که می بایست در غاری طبیعی باشد نمی داد، پرسشگاهی مصنوعی می ساختند و دقت می شد که نمازخانه به شکل غار باشد. غار نشانه ی گنبد آسمان است و به همین دلیل اتاق پرستشگاهی، بیشتر محدب و آذین شده با ستاره است.
مهراب نیز با این نگارش نمادی مشترک بین ایرانیان و ارمنیان است که البته در قالی ارمنستان و قالی ارمنی باف نمودی از آن دیده نشده است و شاید تنها در قالی تصویری کلیسای «اچمیاتزین» (در ارمنستان) در بخش اتاق آن بتوان نمودی از مهراب را دید.

NEGAREH1551403379000-11A
محراب

٤) نقش مثلثی شکل: در پس رمزها و نمادهای هزاره ی چهارم پیش از مسیح در میان دو آب (بین النهرین) و فلات ایران، سه گوش نشانه ی کوه و سه گوش های به هم پیوسته نمودار رشته کوه بوده است و کوهسار دارنده ی آب هاست. نهرها و رودها از کوهستان سرچشمه می گیرند و در دین زرتشت کوه ستوده و مقدس است. در اوستا از کوه و فر (به معنی شکوه) بارها با هم یاد شده است و کوهسار شطرنجی نشانه ی تاکید بیشتر است بر اینکه کوه ها نگاهدار آب باران اند.
همچنین کوه یکی از عناصر کیهانی است که همیشه با درخت پیوند دارد. در قالی ارمنی باف این نقش مایه نمادی از کوه (به معنای زندگی، نعمت های خدادی: با توجه به جاری شدن رودها از کوه و پاسدار خانواده) است که بیشتر در کناره ها تکرار می شود.

NEGAREH1551403379000-11B
نماد مرغ و همچنین مثلثی در پیرامون قالی یلمه ی بروجن

٥) سایر نقوش: در پایان باید به نقوش مثبت و منفی که اصولا در کناره های بزرگ تکرار می شوند و به گفته ی ارمنیان نشانگر دو جنس زن و مرد هستند، اشاره کرد. این نقش مایه از ترکیب دو بته جقه پدید آمده است که در متون قالی بافی ارمنیان، زن و مرد نام گرفته است. در اینجا باید تاکید کرد که برخی نمادهای قالی ارمنی باف در قالی های ایرانی نام دیگری دارند: مانند نماد زن و مرد در قالی ارمنی باف که در قالی ایرانی همین نماد «قلابه» نامیده می شود یا شکل S که در قالی ارمنی باف با نام اژدها و در قالی ایرانی مرغ خوانده شده است. در توضیح این مورد به یک نمونه قالی «یلمه» بروجن اشاره می شود که دارای کناره ای بزرگ با طرح مرغی است و از تکرار شکل پرنده ای شیوه یافته و هندسی می آید. این مرغ ها به هم پیوند ندارند و به دنبال هم جای گرفته اند. شکل مرغ به صورتی آشکار از منقار، چشم، ناحیه گردن، که بال های پیکان مانند پرنده از بخش نوک تیز به آن چسبیده اند، بدن کوچک و دم بادبزنی تشکیل شده است.
همچنین نقشه ای به نام «فیل پا» از جمله نقشه های کهن و ریشه دار منطقه ی «گوغر»، دارای کناره ای اصلی به نام «قلابه» است. نماد قلابه یا زن و مرد از دو بته جقه که پشت به پشت جای گرفته اند تشکیل شده است. در تکمیل این توضیح باید گفت نامگذاری هر یک از این نمادها بر پایه ی دین و باورهای هر تبار برای خود است و در باب درست یا اشتباه بودن نامگذاری هیچ کدام نمی توان داوری کرد. بنابراین می توان گفت قالی و به ویژه قالی ارمنی باف از جمله نشانه های بهره مندی از نمادها بوده است. جدا از جنبه های آذینی نقوش در این قالی، بسیاری از نقش مایه ها برخوردار از درون مایه هایی رمزگونه اند که به صورت نمادین سطح قالی را پوشانده اند و در پایان درون مایه های و اندیشه های بلتدپایه ی دینی، مذهبی و افسانه ای که در پس این نقوش نهفته اند، راز زیبایی و ماندگاری نقش مایه های این قالی ها بوده¬اند نمونه ای از تصاویر هریک از این نمادها در جدول نمادهای قالی ارمنی باف آورده شده است.

NEGAREH1551403379000-12
قالی ارمنی باف - کناره ی کوچک نماد مرد و زن

NEGAREH1551403379000-11D
قالی نقش «فیل پا» و کناره ی قلابه

نتیجه
پیرو نوشته های ارایه شده، نمادهای قالی ارمنی باف ایران دربرگیرنده ی این موارد است: آب و اژدها یا نقش اژدها (Dragon Rug) که هم نماد خوبی، حکمت، نگهبان بهشت و پاسدار آب و هم نماد تاریکی به معنی جلوه-ای از پلیدی و بدی است. این نقش گاه به صورت بسیار خیالی نقوش S شکل که واگ نخست نام خدا در زبان ارمنی نیز هست به کار می رود و در قالی ارمنستان این واگ نماد مار کوچک و آب نیز هست. ماهی درهم یا ماهی، مهرآبی و گل نیلوفر (نمادی از دین مهر)، شکل صلیب (نماد خورشید، چهار عنصر هستی، جاودانگی، دین مسیح و همچنین وفاداری)، بته و درخت زندگی (نماد درخت زندگانی، بیمرگی و جاودانگی)، عقاب (نماد توانمندی و پیروزی) و نقش مایه ی مثلث (نماد کوه، نعمات خداوندی و در جایگاه پاسدار خانواده) از نمادهای دیگر در قالی ارمنی باف هستند. میوه ی انار (نشان باروری) و همچنین انگور هم که نشانه ای از مِی است و در دین ها و عیدهای ارمنیان جایگاه ویژه ای دارد و نقش گلدان (نشانه ای از آفرینش) نمادهای این قالی است. ایرانیان ارمنی در بافته های خود کمتر تنها به جنبه های آذینی پرداخته و با پدید آوردن هر نقش مفهوم و پیامی را می رساندند و در بیان این درون مایه ها که برگرفته از اندیشه های مذهبی، دینی و افسانه ای است از بیانی نمادین بهره گرفته اند. این نقش مایه های نمادین که بیشتر به صورت نقشی پیراستنی و خیالی و در برخی موارد به حالت طبیعت گرایانه بروز یافته¬اند، می توان به اشکال گوناگون گیاهی، جانوری و هندسی بخش بندی کرد و در این بیان نمادین گاه هدف هنرمند مفهوم افسانه ای یا دینی و آیینی بوده و گاه به دنبال نشان دادن سودمندی گیاه یا جانور بوده است. همچنین با توجه به آنکه قالی ارمنیان پیش از ورود به ایران (قالی ارمنستان) در کنار نمادهای نامبرده، دارای اشکال نمادین دیگر مانند «ققنوس» (پرنده ی مقدس، نماد شکوه و برخاستن از میان مردگان)، «نبرد ققنوس و اژدها»، «جنگ» و «خروس و گاو» (نمادی از آفرینش و زنده کردن طبیعت)، «اسلحه، کمان و شمشیر» (نماد دفاع در برابر اهریمن)، «سر یا شاخ گوسفند» (نشان توانمندی و نیرو)، «شکوفه» (نماد باروری) است، در صورتی که این نمادها در قالی ارمنی باف ایران بخشی از نقوش اصلی با مفهوم نمادین نیستند، همان گونه که نماد ماهی درهم نیز بر پایه ی منابع قالی های شناخته شده ی ارمنستان کاربرد نداشته است و قالی اصیل آن ها قالی با نقوش هندسی و شکسته است که دسته بندی ویژه ی خود را دارد. بنابراین می توان گفت که قالی ارمنی باف، یک قالی ایرانی است که کاملا تاثیر پذیر از درون مایه های سنت قالی بافی ایرانی است.

NEGAREH1551403379000-13

NEGAREH1551403379000-14

NEGAREH1551403379000-15

برگرفته از: مجله ی نگره
(ویرایش شده)

زیر مجموعه: قالی و زیراندازها   دسته: پژوهش   منتشر شده در پنج شنبه, 18 تیر 1394 09:41  Tags: پرینت

دیدگاه خود را بیان کنید

به عنوان میهمان دیدگاه دهید

0
terms and condition.

به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

هرگونه کپی برداری بدون مجوز کتبی، مشمول ماده ی 12 فصل سوم قانون جرایم رایانه ای بوده و پیگرد قانونی خواهد داشت.

نشانی کوتاه این صفحه برای اشتراک گذاری:

http://honarart.com/3u

نشان درگاه

همه ی حقوق مادی و معنوی از آنِ شرکت راهبران هنر پارسیان می باشد.

طراحی و میزبانی توسط وبتـوک

فرم سنجش دیدگاه

خواهشمند است با در اختيار گزاردن ديدگاه هاى خود، ما را در بهتر كردن كاركرد سايت يارى نماييد.

مسابقه هنرآرت

بخوانید! پاسخ دهید! هدیه بگیرید!

15